بازاریابی | انتقال رهبری : نقش محوری بازاریابی در موفقیت رهبر جدید

[ad_1]

اگر یک مدیر عامل یا حتی مدیر میانی جدید باشید که اخیرا مسئولیت هدایت سازمان در چند
سال آینده را بر عهده گرفته باشید، با موارد زیادی به عنوان عامل نگرانی روبرو هستید:

  • هدایت عملیات روزانه
  • ایجاد روحیه کارکنان
  • ارزیابی آمیخته محصول
  • پرداختن به تغییرات در بازار
  • حتی شاید ایجاد تغییرات عمده در سراسر سازمان

عموما بازاریابی و حوزه های مرتبط با آن در دوره انتقال یا گذار توجه کمتری دریافت می کنند و از
همین بابت در ماه های بعدی عامل ضرر و زیان های بالقوه بسیار زیادی می شوند.
اما مدیران آگاه و با دانش در سالهای اخیر تا حدودی اهمیت این حوزه را در موفقیت دیگر بخش‌های سازمانی تا حدودی درک کرده اند.
هر چند که با این وجود باز هم از پتانسیل های موجود در این حوزه برای کمک به دیگر بخش های
سازمانی استفاده چندانی صورت نمی گیرد.

در این مطلب به این عنوان می پردازیم که شما به عنوان رهبر جدید برای قدم گذاشتن در
مسیری جدید، برای بیشتر دیده شدن و داشتن رشد و سود بیشتر چه قدم هایی را باید در این بخش بردارید.

بازاریابی

مزایای حاصل از رشد فعالیت های بازاریابی با سرعت بالا چیست؟

تحقیقات مختلف در رابطه با اینکه شرکت‌های حرفه‌ای با سرعت رشد بالا چه کارهایی را متفاوت
از بقیه شرکت‌ها انجام می‌دهند، موارد زیر را نشان داده است:

  • متوسط رشد سالانه 34.3%
  • نرخ سودآوری دو برابری نسبت به بقیه شرکت ها
  • درآمد متوسط به ازای هر کارمند عالی
  • سطوح بالایی از دید و تخصص درک شده
  • افزایش 215 درصدی در تعداد سرنخ های آنلاین در سال اول

البته طبیعی است که برخی از سازمان ها در بازارها عملکرد بهتری داشته باشند، و مطمئنا
دلیل و رمز و راز آن هم نیروی انسانی یا فرایندهای آنچنان بهتری نیست، بلکه رویکرد بهتر و به
روز تر نسبت به بازاریابی تنها دلیل آن است.

یعنی داشتن تفکر و اجرایی متفاوت نسبت به بازاریابی و البته هیچ فرصت بهتری برای تغییر
رویکرد به بازاریابی نسبت به زمان گذار رهبری در سازمان وجود ندارد.

بازاریابی مدرن و با سرعت رشد بالا چیست و چگونه کار میکند؟

بر خلاف رویکرد قدیمی این رویکرد دیگر یک بخش جدا شده و منزوی برای حمایت از بخش فروش
نیست، بلکه در جای جای هر کسب و کاری رخنه کرده و توسعه هر کسب و کاری وابسته به استفاده از آن است.

بازاریابی سنتی بر سه هدف متمرکز بود:

1- ایجاد آگاهی نسبت به برند

این هدف از طریق سرمایه گذاری در تبلیغات، حمایت از رویدادهای دیگر و فعالیت های روابط عمومی میسر می شد.
اما از آنجایی که این تاکتیک ها همگی تاکتیک هایی منفعل بودند و فراموش شدن یا بی توجهی به آنها توسط مخاطب به سادگی صورت می گرفت،
برای تاثیرگذاری بر مخاطب نیاز به تکرار بسیار زیادی داشتند.

همچنین شرکت ها راهی برای منطبق ساختن این تکرار با زمان نیاز مشتری ندارند، بنابراین
تعداد زیادی از این تبلیغات تکراری به هدر می روند.

2- تبلیغ و ترویج مزایا و ویژگی های خدمات و محصولات شرکت

روند عملیاتی استاندارد در یک سیستم بازاریابی سنتی ترویج محصولاتی است که آن سازمان با بنگاه به فروش آنها مشغول است.
به هر حال هیچ بنگاهی قادر به فروش محصولاتی که مشتریان بالقوه آن از آن بی خبرندف نیست.
بنابراین این بنگاه ها دست به سرمایه گذاری در تولید بروشورها، محتوای مجازی  و … برای اطلاع رسانی می کنند.

اما مشکل در واقع اینجاست که:

اگر این مصحولات تفاوت قابل توجهی با محصولات تولید توسط رقبا نداشته باشند، اقلام ترویجی
و تبیلغی هم کاربرد آنچنانی در اقناع مشتریان ندارند.

3- ایجاد ارتباطات شخصی و توسعه آنها در طی زمان

اما سازمان ها و بنگاه ها برای حل این مشکل زمان زیادی را برای توسعه روابط شخصی خود با
برخی از مشتریان و . . . می‌کنند.
یعنی در رویدادها شبکه سازی مختلف حضور پیدا می کنند، دوستانی را به ناهار یا بازی گلف
دعوت می کنند یا سفرهایی برای شرکت در کنفرانس های مختلف و ملاقات با مشتریان بالقوه و
منابع ارجاع مشتری به خود شکل می دهند.

بدون شک چنین رویکردی به خوبی پاسخ می دهد. اما یک نکته منفی هم دارد.

تعداد افرادی که این شرکت ها قادر به برقراری رابطه شخصی با آنها هستند محدود به زمان و
توانایی های توانایی بین فردی مدیران آنهاست. بنابراین سرعت و میزان رشد شرکت ها با رویکرد
سنتی به بازاریابی محدود به استعدادهای تیم توسعه و مدیران آنهاست.

ادامه دارد . . .

برچسب ها: بازاریابی, بازاریابی سنتی, بازاریابی مدرن, دوره گذار, رهبری

[ad_2]

Source link

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *