داستان سرایی مشتری

[ad_1]

اهمیت داستان سرایی

داستان سرایی مشتری یکی از روش های جدید در بازاریابی دیجیتال است.

وقتی که در مورد داستان سرایی فکر می کنیم، تصور تصورات ما بیشتر در مورد خاطرات دوران کودکی است.

این داستان ها نظیر داستان های پریان و یا اردوهای مدرسه می باشد.

داستان ها اساسی ترین فرم از رابطه بشری هستند.

معمولا داستانسرایی جزو اولین دسته های از فرهنگ بشری دسته بندی می شوند.

تحقیقات نشان داده است که ذهن بشری مایل است که داده ها را به شکل روایی، کدگذاری ذخیره و بازیابی کند.

داستان سرایی در بازاریابی

زمانی که مشتری تصمیم به خرید می گیرد، داستان ها می توانند اطلاعات مهمی را انتقال بدهند.

داستان ها می توانند تصمیم گیری مشتری را شکل داده و تجربه برند را نیز شکل بدهند.

با ظهور رسانه های اجتماعی رابطه مشتری با مشتری مانند فیسبوک و توییتر، داستان ها نقش فعال تری گرفته اند.

داستان ها ابزاری قوی برای شکل دهی به فرآیند شناختی مشتری، فراخوانی مجدد، تصویر برند، هستند.

اما این روش داستان سرایی به نسبت در بازاریابی دیجیتال کمتر شناخته شده است.

در تحقیق که روی دو کمپانی BMW  آلمانی و بانک Sugura  در زاپن انجام گرفته است، نقش توسعه ی روش داستان سرایی در انتخاب مشتری بررسی شده است.

در طی این تحقیق مشخص شد که داستان سرایی به صورت مشخص اشتغال کاربر با وبسایت را افزایش می دهد.

داستان هایی که از مشتری سرچشمه گرفته بودند در شکل دهی نگرش مشتری به برند در رسانه های اجتماعی نقش بسزایی داشته اند.

در مقابل، برخی شرکت ها سعی در بالابردن تجربیات و روایت های مربوط به برند مشتری ندارند.

این شرکت ها فرصت های خوبی را برای رابطه با خریداران بالقوه از دست می دهند.

داستان سرایی در بازاریابی دیجیتال

امروزه به صورت فزاینده ای محل نمایش قدرت در بازاریابی دیجیتال از روی برند به سمت ترکیبی از برند و مشتری حرکت می کند.

در تبلیغات سنتی تلویزیونی، پیام های بازاریابی برند به مشتری مسلط شده است.

اما در یک مدل بازار چند وجهی، مدل سنتی بازاریابی با رقابت شدیدی روبرو است.

دلیل آنهم اینست که شرکت ها از وبسایت ها و رسانه های اجتماعی برای ارسال پیام با اثر عمیق تر استفاده می کنند.

پیام های مستقیم برند که دارای ساختار روایی هستند، می توانند به طرز فزاینده ای متقاعد کردن و ارتباطات برند را در هر دو رسانه ی سنتی و مدرن افزایش بدهد.

امروزه یک گرایش داستان سرایی مشتری به مشتری در رسانه های اجتماعی همه گیر شده است.

مفاهیم قبلی تاثیر نفوذ برند، با مفاهیم پویا تر برند به مصرف کننده و مصرف کننده به مصرف کننده جایگزین می شوند.

این به ما اجازه می دهد ترکیبات پیچیده تری از اشتراک محتوای خلافانه را با مشتری در پیش بگیریم.

هر دوی شرکت و مشتریان برند می توانند محتوا را روی رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارند.

نمونه ی موفق شرکت فورد

شرکت ها هم، در به اشتراک گذاشتن تجربه ی متریان فعال شده اند.

این شرکت ها تولید محتوا توسط کابران و مشتریان را تسهیل کرده اند.

مثلا در سال 2009 و سال 2013، شرکت فورد موتور با قرض دادن 100 فورد Fiestas جدید برای شش ماه به صورت رایگان برای یک سری افراد انتخاب شده یک موج رسانه ای ایجاد کرد.

در مقابل از انتخاب شدگان خواسته شده بود که تجربیات خودشان را از این ماشین روی رسانه های اجتماعی نظیر یوتیوب و فیسبوک و توییتر به اشتراک بگذارند.

فورد از این کمپین تبلیغاتی برای تبلیغات روی تلویزیون و تبلیغات چاپ شده و تبلیغات دیجیتالی استفاده کرد.

منبع: sloanreview 

برچسب ها: بازاریابی دیجیتال, برندینگ, داستانسرایی, داستانسرایی برند, داستانسرایی مشتری

[ad_2]

Source link

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *